تبليغاتX
ضریح انتظارضریح انتظار

 

 ولى براى جز تو، شعر گفتن نمى‏دانم.

قافيه‏هاى من ، همه در آغاز بيت مى‏آيند ، و وزن و عروض از شعر من گريزانند.

آيا قامت موزون تو، چنين شعر مرا بى وزن كرده است؟

آيا ايهام حافظ، به موى تو دست ‏يافت؟ ملاحت مثنوى را با روى تو چه كار؟

حماسه ذوالفقار، چه شاهنامه‏ها كه در غبار كارزار تو مى‏رقصاند!

هرمضمون كه شاعران به ذوق مى‏آرايند ، حكايتى ازبهشت ‏روى ‏توست.

+ نوشته شده در  85/08/12ساعت 9:6  توسط :مهم نیست،یه بنده سرتا پا گناه  | 

 

من در انتظار اشک اشک در انتظار چشم چشم در انتظار تو...!؟ روزها از تولدت گذشته است...هوا هنوز بوي نرگس مي دهد...!