تبليغاتX
ضریح انتظارضریح انتظار

 

آموزگارم; به نوآموزان مدرسه، الفباى دوست داشتن مى‏آموزم

 مهر ورزيدن را با آنان تكرار مى‏كنم و تخته سياه را پر از سپيدى القاب تو.

مى‏گويم: اوليها! دوميها! سوميها!... شما از مادر زاده شديد كه مشام به گلبرگ نرگس بساييد.

 شبها، با عروسك شمشير به خواب رويد، و صبح، چشمهاى نازك و معصوم خود را تا خونين‏ترين افق

 بدوانيد.

درس ما امروز ميم است. ميم مثل مهدى; مثل موعود; مثل ... ديگر ميم بس است.

حالا نون. نون، مثل ندبه.

مشق فردا را فراموش نكنيد: هزار برگ، جمعه .

+ نوشته شده در  85/09/05ساعت 11:49  توسط :مهم نیست،یه بنده سرتا پا گناه  | 

 

من در انتظار اشک اشک در انتظار چشم چشم در انتظار تو...!؟ روزها از تولدت گذشته است...هوا هنوز بوي نرگس مي دهد...!